گل آفتاب هستم و رونق این باغ. حرمت باران دارم و حریم بهاران در نگاه من است. هر سپیده دوباره می رویم و با خورشید زندگی می کنم تا زندگی و شادابی را در ثانیه های نامده معنایی دوباره شوم. از یلدا های رنگارنگی گذر کرده ام . اما همیشه صبح را به ضیافت مهربانی نشانده ام تا بتوانم عشق را در قامت بلند یک درخت، پرهای رنگارنگ یک طاوس، بال یک پروانه و گل …