بی قرار شکفتن هستم و مهراوه های از گل گفتن. سبز، زرد، نارنجی، خاکستری، قرمز و آبی ها را در هم می نشانم و کنار هم می دوزم. می خواهم پاییز بدوزم و یا زمستان. اما باز همچنان دوخته هایم بوی بهار می دهد و راز شکفتن را در خویش نهفته دارد. پاییز می دوزم اما آسمان دل من آبی ها را در خودش نهان دارد. هیاهوی یک صبح با نشاط و دل انگیز را …