ماهی قرمزی کوچک هستم. راهی سرزمین های دور. ازشب های یلدایی بسیاری گذشته ام و اینک همپای آفتاب هستم و نور. ناخدای زورق آبی درون خویش هستم و مهراوه رویاهایم را خط به خط، نقطه به نقطه مرور می کنم و با سوزن و نخ نگاه، رنگ های هر ثانیه را به دقیقه و ساعت و روز و هر روز را هفته و ماه و…. و… و آینده پیوند می زنم. ماهی قرمزی کوچک هستم …